به نام زیبایی
نازنین یار شبی در دل ما مهمان بود
مُهره ی مهر به طبع صنمش چرخان بود
سبزه ی خط نگارش دل ما را بربود
گُلبن حسن درونش فکر ما را بربود
روز و شب دلبری اش می کردیم
رسم پرگار به دیواره ی دل می کردیم
غیر او محرم اسرار نبود
سخن از غیر دل یار نبود
فارغ از محنت گردون بودیم
غافل از سرزنش بحر معلق بودیم
چشمه ی نوشینش، فکر ما فُرقت داد
سلسبیل عشقش، کنج ما رونق داد
اهرمن محتسب مجلس شد
ریب در وسوسه ی جانان شد
شب گذشت و دل معشوق گذشت
دولت طالع ما نیز گذشت
همه ی رونق بازار ببرد
همه ی فرصت افکار ببرد
می و محبوب همه افسون گشت
درد و تنهایی ما افزون گشت
پرده ای بر دل خود خواهم بست
عهد و پیمان دگر خواهم بست
شب به مهتاب نظر خواهم کرد
مطلع الفجر، سفر خواهم کرد
دل ما را سفری می باید
روی حق را نظری می باید
بوسه ی عاشق مشفق چه کسی مشتاق است؟
وصلت مهر مصفا چه کسی مشتاق است؟
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387 19:15 توسط پریا
|
کاش من فرزانه بودم
کاش تو پروانه بودی
کاش من بیگانه بودم
کاش تو افسانه بودی
کاش در اوج نگاهم
یک غزل را می سرودی
در فراسوی نگاهم
یک سرود تازه بودی
کاش با فانوس راهم
زندگی را می سرودی
کاش در قلبی شکسته
یک سبد لبخند بودی
کاش می شد در نگاهت
زندگی را خوب فهمید
کاشمی شد با ترازو
عشق را با عشق سنجید
کاش می شد در نگاهت
در پی آفتاب کوشید
+
نوشته شده در یکشنبه چهارم فروردین 1387 0:14 توسط پریا
|