تو مثل...
تو مثل خواب نسیمی به رنگ اشک شقایق
تو مثل شبنم عشقی به روی گونه ی عاشق
تو مثل دست سپیده پر از تولد نوری
تو مثل نم نم باران ،لطیف و پاک وصبوری
تو مثل مرهم یاسی برای قلب شکسته
تو سایبان امیدی برای یک دل خسته
تو مثل جذبه ی عشقی در انتظار رسیدن
در امتداد نوازش گلی ز عاطفه چیدن
تو مثل غنچه لطیفی به رنگ حسرت شبنم
تو مثل خنده ی یاسی و مثل غربت یک غم
تو مثل نغمه ی موجی غریب و آبی و ساده
شبیه شاخه گلی که افق به چلچله داده
تو مثل چکه مهری ز سقف سبز صداقت
تو مثل گریه ی شعری به روی صفحه ی غربت
تو مثل لذت رویا تو مثل شوق نگاهی
هزار مرتبه خورشید و صد افق پُر ِ ماهی
تو مثل لطف بهاری پر از شکوفه ی خواندن
تمام هستی من شد میان شعر تو ماندن
تو مثل هر چه که هستی مرا به نام صدا کن
برای این دل سر گشته وقت صبح دعا کن
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۸۶ ساعت 18:54 توسط پریا
|